عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

766

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

اجلش نوشته شده دردهايش پنهان و نهفته و كردارش نگه داشته شده پشهء ناچيزى دردناكش سازد و غرق شدنى نابودش نمايد و شربت آبى كه در گلويش گيرد او را بكشد ( با اين حال اغلب با خداى خودش بگردنكشى و نافرمانى برخيزد ) . 135 ما لمت احدا على اذاعة سرّى اذا كنت به اضيق منه : من كس را بر فاش كردن رازم نكوهش نميكنم زيرا كه خودم در نگهدارى آن بيشتر تنگ حوصلگى بخرج داده‌ام . 136 مجاملة اعداء اللّه فى دولتهم تقيّة من عذاب اللّه و حذر من معارك البلاء فى الدّنيا : هنگامى كه دولت بدست دشمنان خدا است با آنان كنار آمدن خود را از عذاب خدا نگهداشتن و از مراكز گرفتاريها در دنيا بر كنار ماندن است . 137 مجاهدة الأعداء فى دولتهم و مناضلتهم مع قدرتهم ترك لأمر اللّه و تعرّض لبلاء الدّنيا : هنگامى كه دولت دنيا بدست دشمنان خدا است با آنها جنگيدن و در حال قدرتشان با آنان پيكار نمودن فرمان خدا را ترك گفتن و خود را ببلاى دنيا گرفتار كردن است ( چون دستور خدا اين است كه نبايد خود را بدست خود بمهلكه بيندازد جز در موردى كه وظيفهء دينى ايجاب فداكارى كند ) . 138 معرفة المرء بعيوبه انفع المعارف : سود مندترين شناسائيها اينست كه مرد شناساى عيوب خويش باشد . 139 معرفة العالم دين يدان به يكسب الإنسان الطّاعة فى حياته و جميل الأحدوثة بعد وفاته : شناسائى عالم ( و امام زمان وقت ) دينى است كه بايد بدان متدّين بود انسان در زمان حياتش بواسطهء آن خدا را فرمان مى برد و پس از وفاتش چيزهاى زيبا و نو ( بهشت عنبر سرشت ) را بدست مى آورد . 140 ما رفع امرء كهمتّه و لا وضع كشهوته هيچ چيزى مرد را مانند همّتش بلندش نكند و مانند شهوتش خوارش نمى دارد . 141 متاع الدّنيا حطام موبّى فتجنّبوا مرعاة قلعتها احظى من طمأنينتها و بلغتها ازكى من ثروتها ( الا اى مردم بدانيد كه ) كالاى جهان و چيزهاى آن و بادار است پس خود را كنار كشيد از چراگاهى كه دل از آن كندن